خرید بک لینک

درباره سایت

بانوی اردیبهشت

آخرین مطالب

امکانات وب


می نشینیم پشت میز گرد کنار پنجره برخلاف همیشه اینجا امروز خلوت است
بستنی سفارش نمی دهد
او قهوه من کاپوچینو
میگم :تو که اهل قهوه نبودی
میخنده بلند وکشداروعصبی
میگه :امروز از قهوه "تلخ یش "را میخام
باید با احوالاتم ست بشه .
خسته س
خستگی یش پشت آرایش غلیظ ش پنهان نشده
منتظرم حرف بزند .
حرف زدن از قوی ترین قرص های آرامش بخش
از غلیظترین آرایش
از تلخ ترین قهوه برایش ضروری تر است
می گوید: از دست "دوست دارم هایش" خسته شده ام
"دوست دارم هایی" که مطمئنم حسی پشت آن نیست
مثل حباب تو خالی
نرسیده به سقف ترکیده
می خندم و
دلداریش میدهم
ومی گویم بهر حال او عاشق ت است
و فکرمی میکنم به این که" این یک عشق کسالت بار است "
کجا شنیده ام اولین بار؟ عشق کسالت بار
عشق کسالت بار بنظرم پارادوکسی در خودش دارد
و
یاد جمله لسلی هوارد به بت دیویس در فیلم جنگل سنگ شده (جنگل بی روح )می افتم که گفته بود: بزودی از دست مردی که کاری جز تحسین تو ندارد خسته میشوی
واین نوع کسالت بار عشق است
ودر حالی که ظرف شکر را در فنجان قهوه تلخ ش خالی میکنم
فکر میکنم عشق کسالت بار باید خیلی خیلی خیلی کسالت بار باشد
یک قطره اشک سیاه ریملی از چشم ش توی فنجان قهوه می ریزد،
وقهوه ی هم نزده اش را نم نم میخورد
گیتی یاراحمدی
اسفند ۹۵

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 0:28 توسط گيتي |

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:48

صفحه بندی